شهیدآیت ا... دکتر بهشتی،مردی برای تمامی فصول
به گزارش خبرگزاری حیات، شهید آیتا... دکتر سید محمد حسینی بهشتی، انسانی متفکر، فقیهی سیاستمدار، مدیری مدبر و شخصیتی وارسته بود که همه کارهایش بر اساس برنامهریزی دقیق انجام میگرفت و بدیهی است فکر ایجاد تشکیلاتی اسلامی همچون حزب جمهوری اسلامی از همین روحیه و طرز تفکر نشأت میگرفت. شهید بهشتی معتقد بود اداره یک انقلاب صرفاً به معنای یک کار انقلابی نیست، بلکه نیازمند سامان بخشیدن به همه بخشهای جامعه مانند فرهنگ، سیاست، اقتصاد و امور اجتماعی است و این امور مهم در کنار توکل به قدرت لایزال الهی و رهبری جامعه با کادرسازی، تربیت و به کارگیری نیروهای انسانی متعهد و متخصص امکانپذیر است. او معتقد بود کادرسازی ضمن آنکه پیشرفت را در پی خواهد داشت، این مهم را تقویت میکند که ملت قدر انقلاب خود را بداند و باور کند که خودشان انقلاب را به پیروزی رساندهاند و توان اداره جامعه انقلابی خود را دارند و میتوانند در یک کلام از این شعار که «اسلام برای همه زمانهاست» دفاع کند و جامعه اسلامی را به قلههای رفیع پیشرفت برسانند. شهید بهشتی نیروسازی را مستلزم ادامه حیات پرفروغ انقلاب اسلامی میدانست و میگفت: «نمیتوان انقلاب کرد و سپس آن را به حال خود رها ساخت.» آیتا... دکتر بهشتی تفکر و اندیشه ایجاد تشکیلات منسجم اسلامی را در برابر تشکلهای غربزده و شرقزده سالها قبل از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در خود ایجاد و تقویت کرده بود و توانست پس از پیروزی انقلاب اسلامی آن را گسترش دهد. هدف شهید مظلوم از ایجاد و تشکیل حزب سیاسی با محتوای دینی، انجام وظیفه شرعی بود و اعتقاد داشت صرفاً مسلمان بودن و در گوشهای نشستن و مناجات کردن کفایت نمیکند، بهگونهای که میگفت: «ما در پرتو اعتقاد به اسلام و وظایف اسلامی در صدد جهاد برآمدیم. میدانستیم اسلام از زن و مرد، مسلمانی را میخواهد که نه تنها فقط مراقب مسلمان بودن و مسلمان ماندن خویشند، بلکه مراقب مسلمان بودن، مسلمان ماندن و مسلمانتر شدن محیط اجتماعی هم هستند.» تفکر تشکیلاتی با اندک تأمل در زندگینامه شهید بهشتی یا خاطرات دوستان ایشان، این نکته را به خوبی درمییابیم که شهید مظلوم، چه آن هنگام که در قم تحصیل و تدریس میکرد و چه در دورانی که برای نشر تفکر اسلامی و هدایت جوانان تشنه اسلام راهی آلمان شد، به دنبال تفکری تشکیلاتی بود و تمام ذهنیتش این بود که مسلمانان باید متشکل و متحد باشند تا بتوانند امور را به سرانجام برسانند. بنابراین بر همین اساس یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی با همکاری یاران حضرت امام خمینی(ره) مانند حضرت آیتا...العظمی خامنه «مد ظله العالی»، آیتا... هاشمی رفسنجانی، شهید باهنر و آیتا... موسوی اردبیلی حزب جمهوری اسلامی را بنیان نهادند. شهید بهشتی درباره انگیزه تأسیس این حزب میگوید: « از سالها پیش در فکر ایجاد یک حزب و جمعیت سیاسی اسلامی بودم، بهخصوص پس از سال 1332 و کودتای 28 مرداد سال 1332 و تجربهای که از نهضت ملی ایران در سالهای 1329 تا 1332 به دست آوردم، سخت به این معتقد بودم که باید نیروهای ما به شکل یک تشکیلات سیاسی اسلامی فعال در بیایند و اخباری که از تشکیلات سیاسی اسلامی در جوامع دیگر میشنیدم برایم جالب بود و خبرها را با علاقه دنبال میکردم....» شهید حجتالاسلام و المسلمین دکتر محمدجواد باهنر در خصوص روحیه تشکیلاتی و علاقه شهید بهشتی به تأسیس حزب جمهوری اسلامی گفته است: « از عناصر فعال در تشکیل حزب جمهوری اسلامی همانطور که میدانید شهید بهشتی بود و گذشته از اینکه در تمام سالهای پیش معتقد به ضرورت وجود تشکیلات و حزب بود، در این مرحله اخیر هم باز پیشقدم بود.» همین نگرش شهید بهشتی به اصل اسلام و تربیت و به کارگیری نیروهای متعهد و متخصص سبب شد تا بسیاری از کینهتوزان و دشمنان به تبلیغات زهرآگین علیه دکتر بهشتی اقدام کنند. هدف حزب جمهوری اسلامی این بود که برای اداره جامعه و سپردن تصدی مشاغل مورد نیاز به مردم، کادرسازی کند، اما دشمنان هر روز با حربه جدیدی ادعا میکردند بهشتی «انحصارطلب» است و قصد دارد با گرفتن همه کارها به دست خود، راه را برای فعالیت دیگران مسدود کند. عناصر لیبرال با محوریت بنیصدر خائن، گروهک ضد مردمی منافقین و گروههای معلومالحالی نظیر نهضت آزادی همه تلاش خود را برای ترور شخصیتی شهید مظلوم و تخریب جایگاه حزب جمهوری اسلامی در میان افکار عمومی به کار گرفتند، زیرا شهید بهشتی مدیری لایق بود و مسئولان دلسوز و انقلابی نظام و مردم برای حل مشکلات با ایشان مشورت میکردند. حزب جمهوری اسلامی با دبیرکلی شهید آیتا... دکتر بهشتی محور پیشبرد اهداف نظام به حساب میآمد و این تشکل همه توان خود را در کنار مسئولانی که در شورای انقلاب فعالیت میکردند، برای حل مشکلات کشور به کار گرفته بود. شخصیت چند بعدی شهید بهشتی از نظر معنوی، فردی چند بعدی بود. او یک فرد حوزوی و مجتهد به تمام معنا بود. حضرت آیتا...العظمی خامنهای رهبر معظم انقلاب درباره ویژگیهای شخصیتی ایشان میفرمایند: «شهید بهشتی با اینکه از لحاظ علمی شخصیت برجستهای بودند، آنچنانکه در حد مقام علمی ایشان بود، شناخته نشدند اما باید بگویم ناشناخته ماندن جنبه علمی شهید بهشتی در میان عامه مردم به دلیل آن بوده است که جنبههای سیاسی بقیه ابعاد شخصیتی ایشان را تحتالشعاع قرار داده بود و همگان ایشان را در درجه اول به عنوان یک سیاستمدار مجرب میشناختند....» شهید بهشتی دائماً هشدار میداد « به داد فرهنگ برسید... مبادا دشمنان اسلام در مسائل فرهنگی رخنه کنند.» شهید بهشتی به جوانان علاقه فراوانی داشت و با قدرت و جاذبهای که داشت از جایگاه خوبی در میان جوانان برخوردار بود. ایشان در عین اینکه یک عالم و روحانی بود به مسائل روز جامعه توجه ویژه و به اندیشمندان توصیه میکرد باید بر اساس مقتضیات زمان و با زبان روز با مردم صحبت شود. شهید بهشتی در مقابل مسائل انحرافی بهشدت حساس بود و حاضر نبود بر سر مسائل اعتقادی و اسلامی کوچکترین معامله یا گذشتی داشته باشد.
احترام دوستان و مخالفان نسبت به اندیشههای شهید بهشتی این ویژگیها و هوشیاریها بود که دشمنان نظام را بر آن داشت تا در توطئهای ناجوانمردانه شامگاه هفتم تیر ماه سال 1360 دست به اقدامی ننگین بزنند و شهید بهشتی و 72 تن از یاران صدیق امام راحل را به خیال واهی خود از میان بردارند. آنان شهید بهشتی و اندیشههای او را سد راه خود میدیدند و تصور میکردند با شهادت او و یارانش میتوانند به امیال خائنانه خود برسند، اما دیدیم خون شهید بهشتی نیز مانند سخنرانیها و تدابیرش کار خود را کرد و دشمنان و منافقین را به زبونی و انحطاط کشاند و امروز میبینیم خون شهید بهشتی به ثمر نشسته است، بهگونهای که مخالفان آن روز شهید بهشتی در برابر اندیشههای ایشان تکریم و احترام میکنند. کاری از:حسین شمساییانتهای پیام/